کجاست؟
جایی است مبهم
گم در مهی غلیظ
نور نبودت موج می زند در شب من
جایی است بارانی و خیس
خاموش است تاریکی این ساز و صدا
سکوت است چون دگر آوازی نیست
حس تپشی است سست
چنان سست که گویا فردا نیست
جایی است غمناک که زمان در آن گم میشود
جایی است که جز غم نبود تو کسی در آن ساکن نیست
آره.................
خودم می دونم تصور همچین جای مبهمی کار راحتی نیست
دلی غمدیده می خواهد و عاشقی غمگین
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 2:32 توسط احسان
|
بگو پس از کدامین بارش چشمهایم آفتاب چشمهایت را خواهم دید