خیلی کم میارمت
خیلی ................
وقتی تنهام و عکست
کفاف بوسه رو نمیده
وقتی صدات یادم میاد که میگفتی
خیلی دوسم داری و
با من حوصلت سرنمیره
کم میارم تورو چون
نمیتونم نبینمت
وقتی دیگه نمیشه
وسط کوچه ببوسمت
دارم بازم عقده ی آغوشتو
وقتی اشکام تمومی نداره
وقتی دستم خالیه و
گرمی دستت رو نداره
خیلی کم میارمت
وقتی کم کم نفسم
تپش بی جون قلبم
نبض سست مچ دستم
بی تو تاب ادامه نداره.................
بگو پس از کدامین بارش چشمهایم آفتاب چشمهایت را خواهم دید