خیلی کم میارمت

خیلی تورو کم دارم

خیلی ................

وقتی تنهام و عکست

کفاف بوسه رو نمیده

وقتی صدات یادم میاد که میگفتی

خیلی دوسم داری و

 با من حوصلت سرنمیره

کم میارم تورو چون

نمیتونم نبینمت

وقتی دیگه نمیشه

وسط کوچه ببوسمت

دارم بازم عقده ی آغوشتو

وقتی اشکام تمومی نداره

وقتی دستم خالیه و

گرمی دستت رو نداره

خیلی کم میارمت

وقتی کم کم  نفسم

تپش بی جون قلبم

نبض سست مچ دستم

بی تو تاب ادامه نداره.................

گریه کن (1)

گریه کن جداییا مارو رها نمیکنن

آدما انگار برای ما دعا نمیکنن

گریه کن حالا حالاها از هم باید جدا باشیم

بشینیم منتظر معجزه ی خدا باشیم

گریه کن,منم مثه تو دارم گریه میکنم

به خدای آسمونامون دارم گلایه میکنم

گریه کن واسه شبایی که بدون هم بودیم

تنهایی برای سنگینی غصه کم بودیم

گریه کن سبک میشی,روزای خوب یادت میاد

گرچه نیستن اون روزا توی تقویما زیاد

گریه کن برای قولی که بهش عمل نشد

واسه مشکلاتی که بودش و هست و حل نشد

گریه کن واسه همه,واسه خودت,برای من

توی بارونی ترین ثانیه حرفاتو بزن

گریه کن تا آینه شه باز اون چشای روشنت

واسه موندن لازمه,فدای گریه کردنت


شعر از مریم

ثانیه ها را بدون تو سپردن آتش زدن است به دلی که تنها تر از خداست

به دلی که کس ندارد تا غمها باز بگوید

تا خورشید فردا بطلبد

دیدنت هزار بار هم کافیم نیست

کفایت مپندار از دل غمگینم

کاش تو هم مثل من در طلب عشق بودی

کاش مثل من عاشق عشق بودی

چون نمی دانی به اندازه ی تمام ثانیه هایی که نمی شانختمت دوستت دارم

به اندازه ی تمام ثانیه هایی که نداشتمت دوستت دارم.

شنیدی؟

شنیدی؟؟

شنیدی قلبم تو بهبهه ی نبودنت چه بی صدا شکست؟

شنیدی چه بی صدا فریاد زدم نرو؟

شنیدی هق هق های بینشانم را؟

شنیدی؟؟؟

شنیدی صدای گریه ی ابرارو وقتی دیدن دارم گریه میکنم؟

نشنیدی!!!

نه! نشنیدی!!!!