سخته ..........
سخته وقتی نگاهی پر تمنا را در نگاهی بی احساس خیره کرد
+ نوشته شده در شنبه بیستم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 23:37 توسط احسان
|
خورشیدم همیشگی بود
تاریک نبود شبام
نمی ترسیدم از تنهاییا
غم تو دلم رخنه نمی کرد
خونه عطری خاص داشت
اما حالا چی؟
جز فریاد دیوانه وارم صدایی از خونه در نمیاد
شیشه های خونه از غم دل من شیکستن.
کجایی که خیلی وقته بی تو فردام بی رنگ شده.
کجایی؟
بگو پس از کدامین بارش چشمهایم آفتاب چشمهایت را خواهم دید